آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

326

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

را ، كه علامت سلطنت است ، از دست خداوند ميگيرد . خدا را اينجا زنى است و زاره تصور مىكند اناهيتا باشد . پادشاه نيم‌تنه تنگ معمولى را پوشيده است ، تاجى كه در بعضى سكه‌هاى نرسى ديده مىشود ، شكل كلاه كوتاهى با خطوط عمودى دارد ، كه گوى بزرگ منسوج بر روى آن قرار گرفته است . گيسوان مجعد ، كه به مقدار زياد بر شانه‌هايش افتاده ، و ريش نوك‌دار ، كه انتهاى آن در يك حلقه قرار گرفته ، و نوارهايى ، كه در پشت سر او موج مىزند ، و گردن‌بند مرواريدى ، كه انداخته ، تمام اينها را به همان اسلوب معمول باستانى نقش كرده‌اند . الاهه تاج كنگره‌دار سرگشاده را بر سر گذاشته ، كه حلقه‌هاى مجعد موى از فراز آن پديدار است و اين تاج مخصوص خدايانى است ، كه در نقوش ساسانيان ديده مىشود ، گيسوان بافته او بر گردن و شانه‌اش فروريخته است ، قباى او بوسيله تكمه‌هاى شمسه‌دارى در زير گردن‌بند مرواريد بر روى سينه اتصال يافته و كمربندى بر آن بسته شده است . بين شاه و الاهه صورت طفلى ديده مىشود ، كه بسيار ضايع شده و شايد صورت پسر نرسى باشد ، كه بعد بنام هرمزد دوم بسلطنت رسيد . در پشت شاه يكى از نجباى بزرگ ايستاده ، كه كلاهى بلند به شكل سر اسب بر سر دارد و به حالت احترام معمول دست را بلند نگاه داشته است « 1 » ( ش 22 ) . در جنگى ، كه بين نرسى و روميان اتفاق افتاد ، نرسى را بخت يارى نكرد « 2 » . تردت « 3 » پادشاه ارمنستان ، كه سلطنت خود را مديون حمايت قيصر روم بود ، خلع شد ، لكن گالريوس « 4 » فرماندهى لشگر روم را به عهده گرفت و نرسى را مغلوب كرد و در آن جنگ زن نرسى ، كه ارسان « 5 » نام داشت ، بدست روميان گرفتار شد . نرسى

--> ( 1 ) - ديولافوا ، ج 5 ، تصوير 16 ؛ زاره - هرتسفلد ، نقوش برجسته ، تصوير 9 و ص 84 و بعد ؛ زاره ، صنايع ايران قديم ، تصوير 81 ؛ تاريخ پوپ ، IV ، B 158 . ( 2 ) - مقايسه شود با هرتسفلد ، پايكولى ، لغت 532 . ( 3 ) - Terdat ( 4 ) - Galeriut ( 5 ) - Arsane